متن پیام "مهسا عرفانی" درباره ی نارضایتی بازسازی صدای پدر و مادرشون با هوش مصنوعی

بعض صداها فقط شنیده نمیشوند؛ زندگی میشوند، احساس میشوند و برای همیشه در قلبها میمانند…
پدرم،
حسین عرفانی، و مادرم، شهلا ناظریان؛ دو نام بزرگ و دو صدای تکرارنشدنی در تاریخ دوبله ایران.پدرم وقتی پشت میکروفن بود، فقط دیالوگ نمیگفت؛ به شخصیتها جان میبخشید. صدایش فقط مجموعهای از کلمات و ارتعاشات نبود؛ حاصل سالها تجربه، عشق، هنر و احساسی بود که در وجودش ریشه داشت. او زندگی را به صدا تبدیل میکرد و صدا را به خاطرهای ماندگار.مادرم با تمام وجودش احساس را زندگی میکرد. بغضهایش، لرزش صدایش، فریادها و جیغهایش، خشم، ترس، درد و اندوهی که در نقشهایش جاری میشد، چنان واقعی بود که گاهی مرز میان بازی و حقیقت از میان میرفت. او فقط صدای یک شخصیت نبود؛ تمام وجودش را به آن شخصیت میبخشید.هنر آنها در صدایشان خلاصه نمیشد؛ صدایشان امتداد روح، تجربه و وجودشان بود.امروز هوش مصنوعی میتواند رنگ یک صدا را تقلید کند، آهنگ کلمات را بازسازی کند و حتی فریادها و لرزشهای یک صدا را شبیهسازی کند؛ اما شباهت صوتی، هرگز به معنای بازآفرینی یک هنرمند نیست. الگوریتم شاید بتواند صدایی شبیه به آنها بسازد، اما آنچه پدر و مادرم را ماندگار کرد، چیزی فراتر از داده و فناوری بود؛ چیزی که از جان انسان سرچشمه میگرفت.من بهعنوان فرزند حسین عرفانی و شهلا ناظریان، رضایتی به بازسازی، شبیهسازی یا استفاده از صدای پدر و مادرم با هوش مصنوعی ندارم و انتظار دارم به این خواسته احترام گذاشته شود.این مخالفت از سر انکار پیشرفت فناوری نیست؛ از سر احترام به دو انسانی است که صدایشان حاصل یک عمر زندگی، تلاش، تجربه و آفرینش هنری بود. میراث آنها باید با احترام به خودشان حفظ شود، نه با این تصور که میتوان صدایشان را بدون رضایت من بازتولید کرد.من نمیخواهم جای خالی آنها با نسخهای مصنوعی از صدایشان پُر شود. دلم میخواهد همان صداهایی که از آنها به یادگار مانده، همانطور که بودند، در خاطرات مردم زنده بمانند؛ اصیل، واقعی و تکرارنشدنی.میتوان صدا را تقلید کرد، اما نمیتوان صاحب صدا را بازآفرید.پدرم… مادرم…شما فقط دو صدای ماندگار نبودید؛ شما بخشی از حافظهی هنری یک سرزمین بودید. هنوز هم با شنیدن صدایتان، خاطرات زنده میشوند و قلبها به تپش میافتند.صدایتان یادگار شماست؛هنرتان میراث ماست؛و احترام به شما، برای من یک انتخاب نیست؛ یک تعهد است. 
#حسین_عرفانی #شهلا_ناظریان #دوبله_ایران #هنر_ماندگار #میراث_هنری #هوش_مصنوعی #احترام_به_هنرمند
هفته ی گذشته، استودیو کوالیما بعد از مدتهاااا که خبری ازش نبود و دوبله ی جدیدی ازش منتشر نشده بود، تیزری منتشر کرد که " قصه ی اسباب بازی 5" با با بازسازی صدای "زنده یاد منوچهر والیزاده" و "زنده یاد حسین عرفانی " و گویندگی: مینو غزنوی برای "جسی" ، ناهید امیریان، مهدی ثانی خانی و...
مترجم: مهدی میر اسماعیلی
اولین اکران: به مناسبت روز جهانی کودک: 16 مهر 1405
در محدوده شرق تهران
(و اکران هم شد.)
(من این تیزر رو دیدم.دوبله ش عااالی بود. و صداهای "زنده یاد منوچهر والیزاده" و "زنده یاد حسین عرفانی " رو خییلی عااالی بازسازی کرده بودن. و من بی صبرانه منتظر تماشای این دوبله ی شاهکار بودم،
که متاسفانه امروز 20 مهر 1405 با این متن اعتراضی و مفصل "مهسا عرفانی (دوبلور و مدیر دوبلاژ با سابقه)
"دختر زنده یاد خسین عرفانی و شهلا ناظریان" روبرو شدم./
و دیدم که برخی از دوبلورهای دیگه ی سندیکا در حمایت از "مهسا عرفانی"، همین متن رو استوری کردن و ازش تشکر کردن و به استودیو کوالیما برای این بازسازی ها، بد و بیراه گفته اند و متهمش کردن.)
ولی از نظر من خییلی حیییف شد. چون میتونستن با هوش مصنوعی تا ابد یاد و خاطره و صداشونو در ذهن مردم زنده نگه داشت. / حالا نه اینکه همه ی استودیوها و همه ی مردم این کار رو بکنن، ولی لااقل فقط همین کوالیما که خییلی حرفه این، برای برخی از آثار خاص مثل همین "قصه اسباب بازی" که همه با صدای این گویندگان
بزرررگ خاطره داشتن، باز هم صدای همین عزیزان رو روی فیلم یا انیمیشن می شنیدیم، برای مخاطبان هم نوستالژی بود و هم یاد و
خاطره شون زنده می شد.
ولی حییییییییف شد دیگه. راضی نیستن و بعیده که بازم اکران بشه یا توی اینترنت و فضای مجازی منتشر بشه.)






















