روز اول جشنواره 15 مهر 1392

در سالن انتظار نشستم و پس از مدتی 3 تا از دوبلورها را دیدم که وارد شدند. رضا آفتابی- مریم شیرزاد و یک خانم دیگر که یادم نمی اومد کی بود. رفتم جلو و  آقای آفتابی به گرمی با من سلام و احوالپرسی کرد. پرسیدم مگه منو یادتونه؟ گفتند: بله که پارسال جلوی کتابخونه مرکزی باهام عکس  گرفتی! با خوشحالی گفتم: بله!!!! و شروع کردم مفصل در مورد دوبله و پیشرفت خودم در این باره با ایشون مشورت کردم و با علاقه گوش دادند و جواب دادند.

بعد بدون اینکه کلمه ای حرف بزنم پهلوی دوبلور خانم ((که بعدا فهمیدم "زهرا آقا رضا " بود)) ایستادم . که خودشون با خوشحالی گفتند: شما را خوب یادمه پارسال CD دوبله هاتونو به ما دادین دیدیم.  یه ایرادهایی داشت ولی در حد امکانات شما و این که تجربه دوبله نداشتین خیلی خوب کار کرده بودین. و خودشون سر بحث را باز کردند و تا قبل شروع فیلم خیلی مفصل با هم از مشکلات خودمون و دوبلاژ کشور حرف زدیم و ایشون با

حوصله و خوشرویی تمام جواب سوالات ما را می دادند و گوش می دادند. ازشون تشکر کردیم و به تماشای

فیلم رفتیم.          

                              (( فیلمهای کوتاه سینمای کودک و نوجوان آسیا))

((واگن کوچک:گرجستان))-((زندگی مثل دود:بنگلادش))-

((مادر ماسالا:سنگاپور))- ((جاکو: لبنان)) - ((سلام بر رنگ زرد: اندونزی)) - ((خروس: ایران))

جای دشمنتون خالی اینقدر مزخرف بود که خدا میدونه. ولی دوبلورها خیلی جذاب حرف می زدند.

2 جا خیلی خنده ام گرفت. یکی جایی که " رضا آفتابی" به جای مردی هندی "شعر می خوند:" صورت زیبا "

و جایی که "مریم شیرزاد " و "زهرا آقا رضا " با مشت جلوی دهنشان را گرفته بوند که یعنی توی قوطی

صحبت می کردند خیلی دیدنی و شنیدنی بود.   

بروز رسانی روز دوم جشنواره 16 مهر 1392

امشب خیلی عالی بود. برای اولین بار دوبله همزمان 4 نفره بود.

پرویز ربیعی - مریم رادپور- شوکت حجت  -و ((بهروز علیمحمدی

که چون پارسال باهاش عکس انداختم و حرف زدم منو شناخت و باهام سلام و احوالپرسی کرد.))

فقط با خانم شوکت حجت که خیلی باحال و خوش اخلاق بود حرف زدم. و فیلم شروع شد.

باز هم یک فیلم بسیار مزخرف دیگه(( اسب آواتاری من: چین 2012 )) ولی خیلی خوش گذشت.

بامزه بود که همه سالن به جای اینکه فیلم ببینن . با دقت به چهره و صدای دوبلورها نگاه می کردند. یک

لشکر از دوستان و همکارانم از بچه های دوبله در اصفهان و همکارانم در انیمیشن و کاریکاتور تصادفی همه اومده بودند و با دهان و نیش باز دوبلورها و خصوصا شوکت حجت که به جای پسر بچه چاقی بامزه حرف میزد نگاه می کردند و فیلم تموم شد و همه با شور شوق دست زدند و دور دوبلورها جمع شدند. خدا رو شکر شب خوبی بود. 

بروز رسانی چهارشنبه 17 مهر 1392 

امشب فیلم ((اوشین:محصول ژاپن)) را دیدم. قشنگترین فیلمی بود که در این 3 روز اخیر دیدم. داستان دقیقا

مو به مو همان داستان ((کودکی اوشین در سریال سال های دور از خانه ))بود ولی جدید با بازیگرهای جدید ساخته بودند. با اینکه داستانشو حفظ بودم ولی خیلی خوشایند و دوست داشتنی بود.

بازیگر اوشین خیلی ناز و دوست داشتنی بود و با صدای ((مهسا عرفانی))قشنگتر هم شد.

نرگس فولادوند و افشین ذی نوری هم نقش مادر و پدر اوشین و... دیگر نقش ها را به زیبایی اجرا کردند.

و باز هم جمع زیادی از بچه های دوبله اصفهان و خیل عظیم طرفداران. یکی با ذی نوری عکس می انداخت.

یک با خانمها. یکی از همه شون امضا می گرفت.

یک خانم یک دسته گل خیلی بزرگ به ((نرگس فولادوند)) داد و بغلش کرد.

یک پسره بهش گفت: از وقتی شما به جای سوباسا حرف زدید : هم من و هم خیلی ها رفتند فوتبالیست شدند.

خانم فولادوند با خنده زیاد و لحن خاصی گفتند: بله همه فوتبالیست های تیم ملی را ما پرورش دادیم.

                                                                        

آقای ذی نوری به من گفتند هنوزم مثل  پارسال مشکل لهجه رو توی صدات داری! و در حالی که خودم با موبایل شخص دیگری از آقای ذی نوری و طرف عکس می گرفتم. دوبلورها تشکر و خداحافظی کردند و رفتند.

و امشب هم جای طرفداران دوبله خیلی خالی بود. خیلی بهم خوش گذشت.

بروز رسانی: پنجشنبه 18 مهر 1392

امروز از 7:30 صبح منتظر دوبلورها شدم. مسئولان سالن هی می گفتندکه: بروم و بلیط های سانس صبح را

خود جشنواره از قبل به مدارس فروخته. ولی من نرفتم . گفتم منتظر میشم .اگه جا بود میرم داخل سالن.

تا اینکه ساعت 8 صبح دوبلورها ((مریم شیرزاد- زهرا آقارضا و  رضا آفتابی)) وارد شدند و من و 10 نفر دیگه را هم راه دادند.

اولش هیچکس نبود. بعد ناگهان سیل جمعیت عظیم و عجیب و غریب دختران دبستانی و معلم هاشون هجوم 

آوردند داخل سالن و همه صندلی ها پر شد. بطوری که مسئو لین برای من صندلی تک نفره آوردند و منو بلند

کردند. اهمیتی نداره . مهم این بود که من فیلمو ببینم. فیلم با صدای زیبای ((مریم شیرزاد)) شروع شد:

                                         ((چهار خوش شانس در خدمت پادشاه))

کارتون جذاب و کودکانه و پر ماجرایی بود . داستان پادشاهی بود که ((با صدای رضا آفتابی)) و  یک سگ مونث و مهربون به نام فی فی((با صدای مریم شیرزاد)) و یک خرگوش ((با صدای زهرا آقا رضا)) 

به او وفادار بودند و طی ماجراهای شیرین و جذابی در تاجگذاری به او کمک کردند.

((رضا آفتابی)) کولاک کرد. دهها نقش و تیپ متلف را همزمان به زیبایی و جذاب و بامزه اجرا کرد. 

از پادشاه گرفته با صدای شاهانه. تا بیمار روانی-دکتر-پلیس-خرس- شیر- روح- صدای چاق-لاغر- ترسناک و.....

بچه های دوبلور ندیده هر دفعه  7-8 تاشون از سر جاشون بلند میشدند و می آمدند یواشکی دوبلورها را تماشا

می کردند. هرچی نگهبانها برشون می گردوندند دوباره چند تا بچه شیطون دیگه پا می شدند میومدند.

تازه 40 دقیقه که از فیلم گذشته بود که یکدفعه جمعیت عظیم دیگری از یک دبستان دخترانه وارد سالن شدند.

ولی حتی یک صندلی خالی هم نبود. مسئولین بچه ها را به صف کردند و بردند روی خود سن کنار پرده دوزانو

نشوندند. شاید 60-70 تا بچه می شدند. که هیچی سرشون نمی شد. دائم به خاطر انداختن آشغال چیپس و

پفک از روی سن و جلوی پرده رد می شدند و مسئولین رو حرص می دادند. اینقدر کارتون طولانی شد.

که گروه بعدی دوبلورها ((افشین ذی نوری- نرگس فولادوند و مهسا عرفانی)) هم وارد سالن شدند و با هم سلام و احوالپرسی می کردند و فیلم تمام شد و رد  شدن از بین این هم دختر بچه هم مصیبتی بود.

                                                                   

نگهبان سالن گفت: دیگه سانس صبح که بچه ها هستند راه نمی دهمت! جا نیست! من هم رفتم

((بی خیال نگهبانه! فیلم بعدی همون" اوشین" بود که دیشب دیدم.))  

و اما ظهر امروز 2:30 رفتم به تماشای یک فیلم ایرانی . بیش از حد ممکن شلوغ بود. آدم خفه می شد.

                                         (( بازگشت لوک خوش شانس ))

                                                                 

 خیلی قشنگ و جذاب بود. بهترین فیلمی بود که من امسال دیدم. و یکی از عجیب و غریب ترین

فیلم سینمایی های ساخت ایران .با گریم های سنگین و عجیب و غریب و جذاب.

با بازی ((سیاوش خیرابی : لوک خوش شانس)) -

                                      

(( قدرت الله ایزدی" یا آقا رشید: جو دالتون)) -

                                                                         

          ((فتحعلی اویسی: شهردار)) و تعداد بسیار زیادی از بازیگران نا آشنا که با گریم کاملا عین

بازیگران و کاراکترهای مطرح سینمایی ایران و جهان شده بودند. از مشابه جواد رضویان و شفیعی جم در

چارچنگولی گرفته- تا مشابه رضا عطاران- رضا صادقی- اکبر عبدی در دزد عروسکها - لورل هاردی - پدر خوانده- بروس لی - جک اسپارو در  دزدان دریایی کارائیب - هری پاتر و ........ خیلی کاراکترهای دیگه! 

فیلم به شدت فانتزی و کاریکاتوری بود. پر از شوخی ها و جلوه های ویژه سبک اتفاقات توی کارتونها!

این فیلم میتونه تحول تازه ای در فیلم کودک و نوجوان باشه ((که بزرگسالها بیشتر لذت می برند))

بعید نیست اگه جایزه ای بگیرد.موسیقی فیلم هم ترکیب موسیقی همین فیلم ها بود.

دیدن رشید با گریم  و شخصیت متفاوت و دیدن سیاوش خیرابی در گریم ((لوک خوش شانس)) خیلی خوش آیند

و جذاب بود. د کل راضی بودم. فیلم خیلی شیر تو شیر و خنده داری بود.


    لینک دانلود برنامه سالنهای نمایش دهنده جشنواره اصفهان